فرشته ی کوچولوی من
دیشب برای شام بیرون رفتیم . من و علی و خواهرم و شیوا جون . هر کدام یه چیزی سفارش دادیم از اونجایی که شیوا خیلی بد غذاست و معمولا چیزی بدون محرک (منظورم گذاشت کارتن و سی دی های سرگرمی کودکان )نمی خورد چیزی براش سفارش ندادیم . غذا گرفتیم و رفتیم توی پارک روی چمن ها نشستیم و شام خوردیم . شیوا هم فقط با قاشق خوارکی ها را این ور و اون ور می ریخت و بازی می کرد . مدام می رفت اطراف قدم میزد و دوباره می آمد کنار ما یه بار که نزدیک ما امد دستش دراز کرد و گفت :بی بی می خوای ؟ (منظورش از می خوای می خواهم بود ) ولی از (بی بی ) چیزی سر در نیاوردم من زیاد توجه نکردم اما دوباره گفت: بی بی می خوایییییییییییی و من یه تکه کباب برگ بهش دادم و او خورد خیلی خوشحال شدم چون هیچ وقت به میل خودش چیزی نمی خورد . رفت و دوباره آمد و دوباره گفت بی بی من هم یه تکه کباب دیگه بهش دادم متوجه شدم که به کباب می گه بی بی علی خیلی ذوق می کرد که شیوا خودش غذا می خورد .و اون شب کلی به بی بی گفتن شیوا خندیدیم و شیوا هم یه سیخ بی بی خورد . گل من شیوا جان ، تنها برای قلب مهربان تو می نویسم که چشمانت یاآور زیباترین هدیه الهی به من است . شیوا جان چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب تر شد که دنیای من شدی پس برایم بمان و بدان که تنها بهانه برای بودنم هستی . در یک بعد از ظهر زیبای پاییزی 11/7/88 مهر ماه دختری از جنس مهر ، متولد شد و نامش شیوا شد که صدایش آرامتر از نسیم و نگاهش زیباتر از خورشید ، دلش پاکتر از آسمان و قلبش زلالتر از آب و آن تو بودی دختر کوچولوی گلم بر درگاه خداوند سجده می کنم چون خدا عزیزترین و مهربانترین فرشته ی دنیا را به من داد. این روزها صدای بابا گفتنت که خیلی کشیده کلمه بابا را ادا می کنی و ماما توی خونمون پیچیده و من و بابات کلی ذوق می کنیم همش می گفتم کی میشه که شیوای من منو مامان صدا کنه حالا میگم کی میشه که تو راه بری الان پری کوچولوی من نه ماهه شده همش دوست داره باهاش بازی کنم اگه هم توجهی بهش نکنم یه جیغ هایی میکشه که ..... الان سه چهار روزه شیوای عزیزم تب داره و کسل و بی حوصله شده دیگه هاتا نمی گه
بازم یه دندون مثل مروارید توی دهان کوچولوت درخشید الان چهار تا دندون داری. موقعی که می خواهی دوندون در بیاری خیلی بی حوصله و بد خلق میشی .![]()
هر اسباب بازی که کنارش باشه پس می زنه فقط و فقط عاشق باتریه

![]()
شیطون بلا خیلی بازیگوش شده
![]()




حالا نمی دونم منظورت من هستم یا بابایی
ولی هر چی که هست خیلی دوستش دارم همش می گی هاتا ....هاتا هر چی توی فرهنگ لغت گشتم معنیش را پیدا نکردم ای وروجک
راستش می خواد دندون در بیاره و حسابی کلافه شده همش گریه می کنه خدا کنه این دندونا جونه بزنن تا شیوای من دوباره باهام حرف بزنه دلم واسه هاتا گفتنش لک زده.این هم یه عکس از نانازی من 
| Design By : Pars Skin |









